صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 169 - در مدح بهرامشاه

قصیدهٔ شمارهٔ 169 - در مدح بهرامشاه

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: هیکو

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

جویندهٔ جان آمده ای عقل زهی کو

دلخواه جهان آمده‌ای قوم خهی کو

22

آمد سبب عشق در اصحاب دلی کو

آمده که بیجاده در آفاق کهی کو

33

این نعمت جان را که به ناگاه در آمد

ای سرد مزاجان ز دل و جان شرهی کو

44

این نطع پر از اسب و پیاده و رخ و پیلست

بر نطع شما آخر فرزین و شهی کو

55

چون نیست قبولی به سوی درد شما را

در ماتم بی‌دردی تاریک رهی کو

66

ای زخمه زنان شد چو بهشتی ز رخش صدر

در صدر بهشت از ره داوود رهی کو

77

عیسی و خرش هر دو چو در مجلس مااند

آنرا چو سماع آمد این را گیهی کو

88

گفتند که آن روی چو مه را شبهی هست

آن سلسلهای شبه گوان را شبهی کو

99

در روز و شب چرخ چو زلف و رخ او کو

روز و شب پیوسته به زیر کلهی کو

1010

صاحب خبری رنگ سپیدست و سیاه‌ست

این هر دو چو آن هر دو سپید و سیهی کو

1111

جز چهره و جز غمزهٔ او در صف ایام

روی همهٔ دولت و پشت سپهی کو

1212

ای خازن فردوس بگو کز پی نزهت

در خلد برین روی چنین جایگهی کو

1313

بر گوشهٔ خورشید جز این یوسف جان را

با آب گره کرده نگونسار چهی کو

1414

معتوه شد از جستن معشوق سنایی

خود در دو جهان سوختهٔ بی عتهی کو

1515

در کارگه جور گرفتم که چو او هست

در بارگه عدل چو بهرام شهی کو

1616

بهرام فلک را ز پی قبله و قبله

چون پایگهش پیشگه هیچ مهی کو

1717

خردان و بزرگان فلک را به گه سعد

جز با شه ما باد گران پنج و دهی کو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دلی از خلق عالم بی‌غمی کو

برون از عالم دل عالمی کو

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 168

اگلی نظم

آمد هلال دلها ناگه پدید ناگه

هان ای هلال خوبان «ربی و ربک الله»

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 170 - در مدح بهرامشاه پسر مسعود شاه

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور