سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 242غزل شمارهٔ 242شاعر: سناییوزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیہ: ارمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه دردم به دردم که اندیشه دارمکز آن یاسمین بر تهی شد کنارم2نقل کریںبه وقتی که دولت بپیوست با منبپیوست هجرش به غم روزگارم3نقل کریںکه داند که حالم چگونست بی توکه داند که شبها همی چون گذارم4نقل کریںخیالش ربودست خواب از دو چشمگرفتنش باید همی استوارم5نقل کریںز من برد نرمک همی هوشیاریکنون با غم او نه بس هوشیارم6نقل کریںاگر غمگنان را غم اندر دل آمدچرا غمگنم من چو من دل ندارم7نقل کریںچون آن گوهر پاک از من جدا شدسزد گر من از چشم یاقوت بارم8نقل کریںوگر من نپایم به آزاد مردیببینند مردم که چون بی قرارم9نقل کریںهمی داد ندهد زمانه مهان رااگر داد دادی نرفتی نگارم10نقل کریںچو من یادگارش دل راد دارمدهد هجر گویی به جان زینهارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا به رخسار تو نگه کردمعیش بر خویشتن تبه کردمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 241اگلی نظمای یار سر مهر و مراعات تو دارمای دولت دل خدمت و طاعات تو دارمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 243زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاگر برشمارم غم بیشمارمندارند باور یکی از هزارمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 525آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمای یار سر مهر و مراعات تو دارمای دولت دل خدمت و طاعات تو دارمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 243