سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 243غزل شمارهٔ 243شاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اتتودارمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای یار سر مهر و مراعات تو دارمای دولت دل خدمت و طاعات تو دارم22نقل کریںطاعات و مراعات ترا فرض شناسمجان و دل و دین وقف مراعات تو دارم33نقل کریںحاجات تو گر هست به جان و دل و دینمجان و دل و دین از پی حاجات تو دارم44نقل کریںیک بار مناجات تو در وصل شنیدمبار دگر امید مناجات تو دارم55نقل کریںهر چند به بد قصد کنی جان و سر توگر هیچ به بد قصد مکافات تو دارم66نقل کریںگر صومعهٔ خویش خرابات کنی تومن روی همه سوی خرابات تو دارم77نقل کریںششدر کن و شهمات ببر جان و دل منکاین هر دو بر ششدر و شهمات تو دارم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه دردم به دردم که اندیشه دارمکز آن یاسمین بر تهی شد کنارمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 242اگلی نظمروزی که رخ خوب تو در پیش ندارمآن روز دل خلق و سر خویش ندارمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه دردم به دردم که اندیشه دارمکز آن یاسمین بر تهی شد کنارمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 242
اگلی نظمروزی که رخ خوب تو در پیش ندارمآن روز دل خلق و سر خویش ندارمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244