سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 241غزل شمارهٔ 241شاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: هکردمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا به رخسار تو نگه کردمعیش بر خویشتن تبه کردم2نقل کریںتا ره کوی تو بدانستمبر رخ از خون دیده ره کردم3نقل کریںتا سر زلف تو ربود دلمروز چون زلف تو سیه کردم4نقل کریںدست بر دل هزار بار زدمخاک بر سر هزار ره کردم5نقل کریںکردگارت ز بهر فتنه نگاشتنیک در کار تو نگه کردم6نقل کریںگنه آن کردم ای نگار که دوشصفت روی تو به مه کردم7نقل کریںعذر دوشینه خواستم امروزتوبه کردم اگر گنه کردم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتو را دل دادم ای دلبر، شبت خوش باد، من رفتمتو دانی با دل غمخور، شبت خوش باد، من رفتمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 240اگلی نظمبه دردم به دردم که اندیشه دارمکز آن یاسمین بر تهی شد کنارمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 242آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتو را دل دادم ای دلبر، شبت خوش باد، من رفتمتو دانی با دل غمخور، شبت خوش باد، من رفتمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 240
اگلی نظمبه دردم به دردم که اندیشه دارمکز آن یاسمین بر تهی شد کنارمسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 242