صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 363

غزل شمارهٔ 363

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ویتو

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

باد عنبر برد خاک کوی تو

آب آتش ریخت رنگ روی تو

22

جاودان را نیست اندر کل کون

هیچ دولتخانه چون ابروی تو

33

کفر و دین را نیست در بازار عشق

گیسه داری چون خم گیسوی تو

44

چشم و دل ترست و گرم از عشق تو

کام و لب خشک‌ست و سرد از خوی تو

55

ای بسا خلقا که اندر بند کرد

حلقهاشان حلقه‌های موی تو

66

گر بهشتی نیست پس جادو چراست

آن دو چشم بلعجب بر روی تو

77

عالمی را دارویی جز چشم را

بی ضیا چشمست از داروی تو

88

تا دل ریش مرا دست غمت

بست همچون مهره بر بازوی تو

99

کافرم چون چشم شوخت گر دهم

دین و دنیا را به تار موی تو

1010

دل چو نار و رخ چو آبی کرده‌ام

از کلوخ امرود و شفتالوی تو

1111

هر کسی محراب دارد هر سویی

هست محراب سنایی سوی تو

1212

ای بسا شرما که برد از چشمها

دیدهٔ شوخ خوش جادوی تو

1313

کی توانم پای در عشقت نهاد

با چنان دست و دل و بازوی تو

1414

سگ به از عقل منست ار عقل من

ناف آهو نشمرد آهوی تو

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای ببرده آب آتش روی تو

عالمی در آتشند از خوی تو

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 362

اگلی نظم

گر خسته دل همی نپسندی بیار رو

تیمار عاشقی ز رهی باز دار رو

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 364

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا شدم چشم آشنا با روی تو

چشمه ها از من روان شد سوی تو

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1688

ترک من ای من غلام روی تو

جمله شاهان جهان هندوی تو

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1986

شکر ایزد را که دیدم روی تو

یافتم ناگه رهی من سوی تو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2225

صوفیانیم آمده در کوی تو

شیء لله از جمال روی تو

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2230

ای همه میل دل من سوی تو

قبلهٔ جان چشم تو و ابروی تو

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 229

ترک من، ای من غلام روی تو

جمله ترکان جهان هندوی تو

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 230

ای جهانی پشت گرم از روی تو

میل جان از هر دو عالم سوی تو

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 696

ای خم چرخ از خم ابروی تو

آفتاب و ماه عکس روی تو

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 697

ای دو عالم پرتوی از روی تو

جنت الفردوس خاک کوی تو

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 698

ای دو عالم یک فروغ از روی تو

هشت جنت خاک‌بوس کوی تو

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 699

مزید تلاش کریں
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور