سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 126غزل شمارهٔ 126شاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: یننکنندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمردمان دوستی چنین نکنندهر زمان اسب هجر زین نکنند2نقل کریںجنگ و آزار و خشم یکبارهمذهب و اعتقاد و دین نکنند3نقل کریںچون کسی را به مهر بگزیننددیگری را بر او گزین نکنند4نقل کریںدر رخ دوستان کمان نکشندبر دل عاشقان کمین نکنند5نقل کریںچون منی را به چارهها کردندل بیگانه را رهین نکنند6نقل کریںروز و شب اختیار مهر کنندسال و مه آرزوی کین نکنند7نقل کریںچون وفا خوبتر بود که جفاآن کنند اختیار و این نکنند8نقل کریںبر سماع حزین خورند شرابلیک عاشق را حزین نکنند9نقل کریںزلف پر چین ز بهر فتنهٔ خلقهمچو زلف بتان چین نکنند10نقل کریںاینهمه میکنی و پنداریکه ترا خلق پوستین نکنند11نقل کریںمکن ای لعبت پریزادهکه پریزادگان چنین نکنند12نقل کریںهمه شاه و گدا و میر و وزیربهر دنیا به ترک دین نکنند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظموصال حالت اگر عاشقی حلال کندفراق عشق همه حالها زوال کندسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125اگلی نظمگر سال عمر من به سر آید روا بوداندیکه سال عیش همیشه به جا بود!سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظموصال حالت اگر عاشقی حلال کندفراق عشق همه حالها زوال کندسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125
اگلی نظمگر سال عمر من به سر آید روا بوداندیکه سال عیش همیشه به جا بود!سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127