سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127غزل شمارهٔ 127شاعر: سناییوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ابودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر سال عمر من به سر آید روا بوداندیکه سال عیش همیشه به جا بود!2نقل کریںپایان عاشقی نه پدیدست تا ابدپس سال و ماه و وقت در او از کجا بود3نقل کریںای وای و حسرتا که اگر عشق یک نفسدر سال و ماه عمر ز جانم جدا بود4نقل کریںای آمده به طمع وصال نگار خویشنشنیدهای که عشق برای بلا بود5نقل کریںپروانهٔ ضعیف کند جان فدای شمعتا پیش شمع یک نظرش را سنا بود6نقل کریںدیدار وی همان بود و سوختن همانگویی فنای وی همه اندر بقا بود7نقل کریںآن را که زندگیش به عشقست مرگ نیستهرگز گمان مبر که مر او را فنا بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممردمان دوستی چنین نکنندهر زمان اسب هجر زین نکنندسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 126اگلی نظمآفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بودو آفرین بادا بر آن کس کو ترا در خور بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدولت ز دستگیری مردم بپا بودفانوس این چراغ ز دست دعابودصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4235دولت ز دستگیری مردم بپابودفانوس این چراغ ز دست دعابودصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4236آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمآفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بودو آفرین بادا بر آن کس کو ترا در خور بودسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 128