سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 126غزل شمارهٔ 126شاعر: سناییوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: یننکنندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمردمان دوستی چنین نکنندهر زمان اسب هجر زین نکنند22نقل کریںجنگ و آزار و خشم یکبارهمذهب و اعتقاد و دین نکنند33نقل کریںچون کسی را به مهر بگزیننددیگری را بر او گزین نکنند44نقل کریںدر رخ دوستان کمان نکشندبر دل عاشقان کمین نکنند55نقل کریںچون منی را به چارهها کردندل بیگانه را رهین نکنند66نقل کریںروز و شب اختیار مهر کنندسال و مه آرزوی کین نکنند77نقل کریںچون وفا خوبتر بود که جفاآن کنند اختیار و این نکنند88نقل کریںبر سماع حزین خورند شرابلیک عاشق را حزین نکنند99نقل کریںزلف پر چین ز بهر فتنهٔ خلقهمچو زلف بتان چین نکنند1010نقل کریںاینهمه میکنی و پنداریکه ترا خلق پوستین نکنند1111نقل کریںمکن ای لعبت پریزادهکه پریزادگان چنین نکنند1212نقل کریںهمه شاه و گدا و میر و وزیربهر دنیا به ترک دین نکنند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظموصال حالت اگر عاشقی حلال کندفراق عشق همه حالها زوال کندسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125اگلی نظمگر سال عمر من به سر آید روا بوداندیکه سال عیش همیشه به جا بود!سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظموصال حالت اگر عاشقی حلال کندفراق عشق همه حالها زوال کندسنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125
اگلی نظمگر سال عمر من به سر آید روا بوداندیکه سال عیش همیشه به جا بود!سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 127