سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 42 - در رثای امیر معزیشمارهٔ 42 - در رثای امیر معزیشاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: لکیدادصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا چند معزای معزی که خدایشزینجا به فلک برد و قبای ملکی داد2نقل کریںچون تیر فلک بود قرینش به رهاوردپیکان ملک برد و به تیر فلکی داد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتی که بترسد ز همه خلق سناییپاسخ شنو ار چند نهای در خور پاسخسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 41اگلی نظمبیطمع باش اگر همی خواهیتا نیفتی ز پایهٔ امجادسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 43ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتی که بترسد ز همه خلق سناییپاسخ شنو ار چند نهای در خور پاسخسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 41