سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 78شمارهٔ 78شاعر: سناییوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: ندانشودصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون تو شدی پیر بلندی مجویکانکه ز تو زاد بلندان شود2نقل کریںروز نبینی چو به آخر رسدسایهٔ هر چیز دو چندان شود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدور عالم جز به آخر نامدست از بهر آنکهر زمان بر رادمردی سفلهای مهتر شودسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 77اگلی نظمزهی سزای محامد محمد بن خطیبکه خطبهها همی از نام تو بیارایدسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 79 - در حادثهٔ زهر خوردن سرهنگ محمد خطیبی و انگشتری فرستادن سلطان مسعود رحمةالله علیه گوید و او را ستایدماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدور عالم جز به آخر نامدست از بهر آنکهر زمان بر رادمردی سفلهای مهتر شودسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 77
اگلی نظمزهی سزای محامد محمد بن خطیبکه خطبهها همی از نام تو بیارایدسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 79 - در حادثهٔ زهر خوردن سرهنگ محمد خطیبی و انگشتری فرستادن سلطان مسعود رحمةالله علیه گوید و او را ستاید