صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491غزل شمارهٔ 491شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رینیستتراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای که از عالم معنی خبری نیست ترابهتر از مهر خموشی سپری نیست ترا2نقل کریںاگر از خویش برون آمده ای چون مردانباش آسوده که دیگر سفری نیست ترا3نقل کریںسرو از بی ثمری خلعت آزادی یافتجگر خویش مخور گر ثمری نیست ترا4نقل کریںمی کند همرهی خضر، بیابان مرگتاگر از درد طلب راهبری نیست ترا5نقل کریںبر شکست قفس جسم ازان می لرزیکه سزاوار چمن بال و پری نیست ترا6نقل کریںبگسل از خویش و به هر خار که خواهی پیوندکه درین ره ز تو ناسازتری نیست ترا7نقل کریںزان به چشم تو بود روی زمین خارستانکه چو نرگس به ته پا نظری نیست ترا8نقل کریںسنگ را می شکند سنگ، ازان مغروریکه درین هفت صدف، هم گهری نیست ترا9نقل کریںنیست در بی هنری آفت نخوت صائبشکوه از بخت مکن گر هنری نیست ترا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخون ما گر سبب چهره آل است ترادر قدح ریز که چون شیر حلال است تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 490اگلی نظمحسن اگر جلوه دهد بر سر بازار ترامصر زندان شود از جوش خریدار تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 492زمینہم وزن و قافیہ نظمیںوه که از سوز درونم خبری نیست ترادر غمت مردم و با من نظری نیست تراامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 26آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخون ما گر سبب چهره آل است ترادر قدح ریز که چون شیر حلال است تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 490
اگلی نظمحسن اگر جلوه دهد بر سر بازار ترامصر زندان شود از جوش خریدار تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 492
وه که از سوز درونم خبری نیست ترادر غمت مردم و با من نظری نیست تراامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 26