صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 492غزل شمارهٔ 492شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارتراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحسن اگر جلوه دهد بر سر بازار ترامصر زندان شود از جوش خریدار ترا2نقل کریںبوی گل می برد از کار تماشایی راحاجتی نیست به خار سر دیوار ترا3نقل کریںچشمه در فصل بهاران ننشیند از جوشبوسه می ریزد ازان لعل گهربار ترا4نقل کریںسرو بالای تو از عشق علم شد در کفرقمری از طوق، کمر بست به زنار ترا5نقل کریںاین چه ظلم است که من خون خورم و تیغ کندبه زبان پاک، خط از صفحه رخسار ترا6نقل کریںدر دل گلشن فردوس خزان را ره نیستچون به خاطر گذرد صائب افگار ترا؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای که از عالم معنی خبری نیست ترابهتر از مهر خموشی سپری نیست تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491اگلی نظمکیست گردن ننهد دام جهانگیر ترا؟چرخ یک حلقه بود زلف چو زنجیر تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 493آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای که از عالم معنی خبری نیست ترابهتر از مهر خموشی سپری نیست تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 491
اگلی نظمکیست گردن ننهد دام جهانگیر ترا؟چرخ یک حلقه بود زلف چو زنجیر تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 493