صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 493غزل شمارهٔ 493شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یرتراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکیست گردن ننهد دام جهانگیر ترا؟چرخ یک حلقه بود زلف چو زنجیر ترا22نقل کریںشست صاف تو مریزاد، که خون دو جهاننشود مانع پرواز، پر تیر ترا33نقل کریںکار سنگ بده از لوح مزارش آیدهر که در خاک برد حسرت شمشیر ترا44نقل کریںبحر در حوصله قطره نگنجد هیهاتدیده چون درک کند حسن جهانگیر ترا؟55نقل کریںحاصل ملک جهان پیش سلیمان بادستبه چه تسخیر نمایم نظر سیر ترا؟66نقل کریںنتوان داشت به زنجیر، نگاهش صائبهر که از دل شنود ناله شبگیر ترا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحسن اگر جلوه دهد بر سر بازار ترامصر زندان شود از جوش خریدار تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 492اگلی نظمطالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟بوسه تاراج کنم زان لب می نوش تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 494◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحسن اگر جلوه دهد بر سر بازار ترامصر زندان شود از جوش خریدار تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 492
اگلی نظمطالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟بوسه تاراج کنم زان لب می نوش تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 494