صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 494غزل شمارهٔ 494شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: وشتراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںطالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟بوسه تاراج کنم زان لب می نوش ترا22نقل کریںاز پر و بال پریزاد خوش آیندترستجلوه زلف پریشان به بر و دوش ترا33نقل کریںلب میگون نتوانست ترا کردن مستنیست ممکن می لعلی برد از هوش ترا44نقل کریںخواهد از چشمه خورشید برآوردن گردگر چنین خط دمد از صبح بناگوش ترا55نقل کریںنیست لازم لب نازک به سخن رنجه کنیچشم گویاست زبان لب خاموش ترا66نقل کریںنه چنان فصل بهار تو بود بر سر جوشکه دم سرد خزان افکند از جوش ترا77نقل کریںبود ممکن که تو بی رحم ز من یاد کنیمی توانستم اگر کرد فراموش ترا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکیست گردن ننهد دام جهانگیر ترا؟چرخ یک حلقه بود زلف چو زنجیر تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 493اگلی نظمنه به چشم و دل تنها نگرانیم تراهمچو دام از همه اعضا نگرانیم تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 495◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکیست گردن ننهد دام جهانگیر ترا؟چرخ یک حلقه بود زلف چو زنجیر تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 493
اگلی نظمنه به چشم و دل تنها نگرانیم تراهمچو دام از همه اعضا نگرانیم تراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 495