صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2308

غزل شمارهٔ 2308

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انسرخ

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

مکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخ

ز پشت دست ندامت مساز دندان سرخ

22

ز غوطه ای که به خون زد خدنگ، دانستم

که عاقبت رگ گردن کند گریبان سرخ

33

مجوی روزی بی خون دل ز خوان سپهر

که شد به خون شفق نان مهر تابان سرخ

44

به گریه سایل اگر روی خود کند رنگین

ازان به است که گردد به ابر احسان سرخ

55

نگشت چاه چو فانوس روشن از رویش

نشد ز سیلی تا روی ماه کنعان سرخ

66

زرست مایه خوشحالی و برومندی

که روی گل بود از خرده در گلستان سرخ

77

گرفته دل نبود هر که را بود مغزی

که زیر پوست بود پسته های خندان سرخ

88

به تلخرو مکن اظهار تنگدستی خویش

که از تپانچه بحرست روی مرجان سرخ

99

به شیر، طفل مرا رام خویش نتوان کرد

مگر به خون کند از مهر دایه پستان سرخ

1010

گلی که از سفر خویش چیده ام این است

که شد ز آبله ام ریگ این بیابان سرخ

1111

ز سوز دل نفس سرد آتشین گردد

که روی صبح شد از آفتاب تابان سرخ

1212

بهار خشک لبان می رسد ز پرده غیب

به خون آبله مژگان کند مغیلان سرخ

1313

خیال سیب زنخدان یار می گزدش

شد از فشردن دل هر که را که دندان سرخ

1414

سموم را نفس انگشت زینهار شود

ز سوز سینه من گر شود بیابان سرخ

1515

به رنگ آب کند جلوه در نظر نرگس

ز باده چون نشود چشم باده خواران سرخ؟

1616

سخن نگردد رنگین به سرخی سر باب

که از خیال غربت است روی دیوان سرخ

1717

چرا نباشد منقار طوطیان رنگین؟

که حرف سبز کند چهره سخندان سرخ

1818

سخن ز خامه رنگین خیال ماست بلند

ز شقه علم ماست روی میدان سرخ

1919

سخن ز خامه صائب گرفت رنگینی

که روی گل بود از بلبل خوش الحان سرخ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخ

مدام از می لعلی است روی جانان سرخ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2307

اگلی نظم

وقت است بگذریم چو موج از شراب تلخ

بیرون کشیم گوهر خود را ز آب تلخ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2309

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخ

مدام از می لعلی است روی جانان سرخ

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2307

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور