صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2309غزل شمارهٔ 2309شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ابتلخہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںوقت است بگذریم چو موج از شراب تلخبیرون کشیم گوهر خود را ز آب تلخ22نقل کریںکوثر چو سرو جا دهدش در کنار خودهر کس گذشته است درین نشأه ز آب تلخ33نقل کریںاینجا به آب توبه ز لب زنگ می بشویدر حشر مشنو از لب رضوان جواب تلخ44نقل کریںشکر به زهر و نوش به نشتر که داده است؟از دل مبر حلاوت ایمان به آب تلخ55نقل کریںنه خوردنت به وقت و نه خوابت به جای خویشچون زنده مانده ای تو به این خورد و خواب تلخ؟66نقل کریںدل را مسوز ز آتش عصیان که رم کنددر پیش سگ اگر فکنی این کباب تلخ77نقل کریںصائب بریز اشک که در آفتاب حشرخواهد گرفت دست ترا این گلاب تلخ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخز پشت دست ندامت مساز دندان سرخصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2308اگلی نظمشد زسر گردانی من بس که حیران گردبادکرد گردش را فرامش در بیابان گردبادصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2310◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای بی لب توام به دهان قند ناب تلخدر کام جام بی لب لعلت شراب تلخجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 260◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممکن ز باده لعلی لب چو مرجان سرخز پشت دست ندامت مساز دندان سرخصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2308
اگلی نظمشد زسر گردانی من بس که حیران گردبادکرد گردش را فرامش در بیابان گردبادصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2310
ای بی لب توام به دهان قند ناب تلخدر کام جام بی لب لعلت شراب تلخجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 260