صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 124غزل شمارهٔ 124شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: رسازدمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںالتفاتِ زاهدانِ خشک، تر سازد مراگرمی افسردگان افسردهتر سازد مرا2نقل کریںاشکِ نیسانم، گدایی دارم از بحرِ گهرچون صدف دامانِ پاکی، تا گهر سازد مرا3نقل کریںمعنیِ دور، از لباسِ لفظ میگردد جدامختصر، کی این جهانِ مختصر سازد مرا4نقل کریںشعلهٔ بیباک را از چوبکاری باک نیستچوبِ گل از بوی گل دیوانهتر سازد مرا5نقل کریںناخنِ فولاد دارم در گشادِ کارهابویِ خون صاحبجگر چون نیشتر سازد مرا6نقل کریںبحر را تلخی ز آفتها دعای جوشن استتلخرویی از حلاوت بیشتر سازد مرا7نقل کریںرشتهٔ عمرم به اندک فرصتی گردد گرهگر چنین بیتاب، آن موی کمر سازد مرا8نقل کریںجذبهٔ دریا بود صائب دلیلِ سیلِ منکی رهِ خوابیده دلگیر از سفر سازد مرا؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخواب وقتِ فیض در محراب میگیرد مراچون سگان در صبح دامِ خواب میگیرد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 123اگلی نظمشورِ عشقی کو، که رسوای جهان سازد مرا؟بینیاز از نام و فارغ از نشان سازد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخواب وقتِ فیض در محراب میگیرد مراچون سگان در صبح دامِ خواب میگیرد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 123
اگلی نظمشورِ عشقی کو، که رسوای جهان سازد مرا؟بینیاز از نام و فارغ از نشان سازد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 125