صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 141

غزل شمارهٔ 141

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اننمیباشدمرا

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
پرده‌دار و حاجب و دربان نمی‌باشد مرا
خانه چون آیینه بی‌مهمان نمی‌باشد مرا
22
دُرد و صافِ عالمِ امکان ز یک سرچشمه است
شکوه‌ای از ساقیِ دوران نمی‌باشد مرا
33
کعبه و بتخانه یکسان است پیشِ چشمِ من
سنگِ کم در پلهٔ میزان نمی‌باشد مرا
44
در خراباتِ تجرّد می‌کنم چون عشق سِیر
خانه در معمورهٔ امکان نمی‌باشد مرا
55
طوقِ من چون قمریان از حلقهٔ ماتم بود
خاطرِ شاد و لبِ خندان نمی‌باشد مرا
66
آنچه چون آیینه دارم در نظر، نقشِ دل است
از کسی پوشیده و پنهان نمی‌باشد مرا
77
شعله را در پاکبازی داغ دارد همّتم
خارخارِ آرزو در جان نمی‌باشد مرا
88
قانعم با قطرهٔ آبی که دارم چون گهر
چشمِ آب از قُلزم و عمان نمی‌باشد مرا
99
نیک و بد یک جلوه چون آیینه دارد در دلم
شکوه از چشم و دلِ حیران نمی‌باشد مرا
1010
داده‌ام دل را به دست عشق در روز ازل
یوسفِ بی‌جرم در زندان نمی‌باشد مرا
1111
همچو مژگان تیرِ یک ترکش بود افکارِ من
مصرعِ بی‌رتبه در دیوان نمی‌باشد مرا
1212
خود به خود چون غنچه صائب عقده‌ام وا می‌شود
احتیاجِ ناخن و دندان نمی‌باشد مرا
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بلبلِ خوش نغمه‌ام، با گل سخن باشد مرا

سرمهٔ خاموشی از زاغ و زغن باشد مرا

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 140

اگلی نظم

داغ عشق از سینهٔ روشن به‌ دست آمد مرا

دامنِ خورشید ازین روزن به دست آمد مرا

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 142

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00