صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 222

غزل شمارهٔ 222

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انهرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

صداکار: پری ساتکنی عندلیب
Toggle stanza 1
11
می کند عشق گران تمکین، سبک جانانه را
شمع می گردد در اینجا گرد سر پروانه را
22
کعبه را ده روز در سالی بود هنگامه گرم
موسم خاصی نباشد زائر بتخانه را
33
عشق عالم سوز دل را از زمین گیری رهاند
سوختن شد باعث نشو و نما این دانه را
44
همچو مسجد چشم بر راه چراغ وقف نیست
باده روشن چراغان می کند میخانه را
55
تشنه چشمان را نسازد سیر الوان نعم
نیست از کیفیت می نشئه‌ای پیمانه را
66
از جگرداری گل بی خار گردد خارزار
از نیستان نیست پروا جرئت شیرانه را
77
این زمان رطل گران من بود هر قطره می
می کشیدم من که چون مینا به سر میخانه را
88
از جمال حور و غِلمان چشم حق‌بین بسته اند
زال دنیا چون فریبد همت مردانه را؟
99
خون رحمت را نهال خشک می آرد به جوش
می کند تر دست، زلف یار آخر شانه را
1010
می زداید زنگ کلفت از دل عشاق، عشق
نیست غیر از داغ صائب روزن این غمخانه را
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

نیست در طالع قدوم میهمان این خانه را

سیل بردارد مگر از خاک، این ویرانه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 221

اگلی نظم

سنگ طفلان مومیایی شد دل دیوانه را

شد شکستن باعث آبادی این ویرانه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 223

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

باز دل گم گشت در کویت من دیوانه را

از کجا کردم نگاه آن شکل قلاشانه را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 59

ساختم قانعْ دلِ از عافیت بیگانه را

برگِ بیدی فرش‌ کردم خانهٔ دیوانه را

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 161

رخنه کردی دل به قصد جان من دیوانه را

دزد آری بهر کالا می شکافد خانه را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

از پی آشوب ما، در زلف دارد شانه را

شورش زنجیر در شور آورد دیوانه را

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 48

نیست در طالع قدوم میهمان این خانه را

سیل بردارد مگر از خاک، این ویرانه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 221

سنگ طفلان مومیایی شد دل دیوانه را

شد شکستن باعث آبادی این ویرانه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 223

از خرابی چون نگه دارم دل دیوانه را؟

سیل یک مهمان ناخوانده است این ویرانه را؟

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 224

کرد سودا آسمان سیر این دل دیوانه را

سوختن شد باعث نشو و نما این دانه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 225

بیش شد از چوب گل سودا من دیوانه را

شعله ور سازد خس و خاشاک، آتشخانه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 226

از سر و سامان چه می پرسی من دیوانه را؟

جوش می برداشت از جا سقف این میخانه را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 227

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00