صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 196غزل شمارهٔ 196شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ستهراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنیست پروای فنای خود دل وارسته راتیغ خضر راه باشد دست از جان شسته را22نقل کریںدر دیار عشق کس را دل نمی سوزد به کساز تب گرم است اینجا شمع بالین خسته را33نقل کریںآه اوراق دلم را هر یکی جایی فکندرشته شد مقراض از ناسازی این گلدسته را44نقل کریںعیش دنیا بی طراوت می کند رخسار راپوست بر تن خشک شد از هرزه خندی پسته را55نقل کریںسینه ها را خامشی گنجینه گوهر کندیاد دارم از صدف این نکته سر بسته را66نقل کریںتا مهش در هاله خط رفت، شد پا در رکابباعث آوارگی گردد کمر گلدسته را77نقل کریںدر دیار ما که دارد عشق پنهانی رواجسکه قلب است رخسار به ناخن خسته را88نقل کریںدعوی آهستگی ای مور پیش ما مکننقش پا هرگز نباشد مردم آهسته را99نقل کریںدر حریم دل ندارد راه، فکر دوربینهیچ کس نگشوده است این نامه سر بسته را1010نقل کریںبر ورق نتوان به زنجیر مدادش بند کردشهپر برق است بر تن مصرع برجسته را1111نقل کریںرشته اشک مرا بنگر، ندیدستی اگردر گره از پای تا سر، رشته نگسسته را1212نقل کریںای صبا مشت سپندی بر سر آتش بریزگر بپرسد یار حال صائب دلجسته را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلفریبی چون به جولان آورد آن ماه رامرد می باید نگه دارد عنان آه را!صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 195اگلی نظمگو نباشد شمع بر خاک این به خون آغشته رانور می بارد ز سیما این چراغ کشته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 197◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںعقبهای دیگر نباشد روح از تن رسته رانیست بیم سوختن دود زآتش جسته رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 152نیست باک از برقِ آفت، دل به آفت بسته رازخمِ خنجر فارغ از تشویش دارد دسته رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 153◆آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدلفریبی چون به جولان آورد آن ماه رامرد می باید نگه دارد عنان آه را!صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 195
اگلی نظمگو نباشد شمع بر خاک این به خون آغشته رانور می بارد ز سیما این چراغ کشته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 197
نیست باک از برقِ آفت، دل به آفت بسته رازخمِ خنجر فارغ از تشویش دارد دسته رابیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 153