صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 197غزل شمارهٔ 197شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: شتهراصنف: غزلصداکار: پری ساتکنی عندلیبآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوپری ساتکنی عندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگو نباشد شمع بر خاک این به خون آغشته رانور می بارد ز سیما این چراغ کشته را22نقل کریںساده لوحان جنون از بیم محشر فارغندبیم رسوایی نباشد نامه ننوشته را33نقل کریںنیست در دل خاکساران را تماشایی که نیستآسمان در زیر پا افتاده است این پشته را44نقل کریںتار و پود عالم امکان بود موج سرابهمچو سوزن جا به چشم خود مده این رشته را55نقل کریںناامیدی از غم عالم دل ما را خریداز غبار اندیشه نبود چشم بر هم هشته را66نقل کریںتشنه برمی گشت از سرچشمه آب حیاتخضر اگر می دید آن تیغ به خون آغشته را77نقل کریںنیست جز اشک ندامت خوشه ای در آستیندانه در رهگذار کاروانی کشته را88نقل کریںصحبت افسرده را نادیدن از دیدن به استشکوه از دامن نباشد شمع ماتم کشته را99نقل کریںجمع کردن خویش را در عهد پیری مشکل استپیش ره نتوان گرفتن لشکر برگشته را1010نقل کریںحاصل پهلوی چرب این خسیسان کاهش استمی خورد گوهر به چشم تنگ آخر رشته را1111نقل کریںبر سر ریگ روان باشد اساس زندگیمی کند موج سراب این خانه یک خشته را1212نقل کریںنیست بی خون شفق نان فلک چون آفتابخاک خور صائب، مخور این قرص خون آغشته را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنیست پروای فنای خود دل وارسته راتیغ خضر راه باشد دست از جان شسته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 196اگلی نظماز مروت نیست چیدن غنچه نشکفته راچون صدف کن پرده داری گوهر ناسفته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 198◆آڈیوصداکار منتخب کریںپری ساتکنی عندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنیست پروای فنای خود دل وارسته راتیغ خضر راه باشد دست از جان شسته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 196
اگلی نظماز مروت نیست چیدن غنچه نشکفته راچون صدف کن پرده داری گوهر ناسفته راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 198