صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 359غزل شمارهٔ 359شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: رخودراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمزن بر سنگ پیش سخت رویان گوهر خود رابه هر آیینه تاریک منما جوهر خود را22نقل کریںتو ای پروانه عاجز، تلاش قرب آتش کنکه من از گرمی پرواز می سوزم پر خود را33نقل کریںازان خورشید بر گرد جهان سرگشته می گرددکه بر فتراک صاحب دولتی بندد سر خود را44نقل کریںکسی تا چند پنهان چون زره زیر قبا داردز بیم تیر باران حسودان جوهر خود را؟55نقل کریںنیم مجنون اگر در دامن گردون نیندازمنهد گر بر سرم خورشید تابان افسر خود را66نقل کریںنیامد مهر تابان بر سر بالین من صائببه خون رنگین نکردم تا چو شبنم بستر خود را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسبک از حرف بی مغزان نسازم گوهر خود رانبازم همچو کوه از هر صدایی لنگر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 358اگلی نظمازان چون شمع می کاهم درین محفل تن خود راکه از ظلمت برون آرم روان روشن خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 360◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںندارد در خور من باده ای گردون میناییمگر از خون دل لبریز سازم ساغر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 357سبک از حرف بی مغزان نسازم گوهر خود رانبازم همچو کوه از هر صدایی لنگر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 358◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسبک از حرف بی مغزان نسازم گوهر خود رانبازم همچو کوه از هر صدایی لنگر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 358
اگلی نظمازان چون شمع می کاهم درین محفل تن خود راکه از ظلمت برون آرم روان روشن خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 360
ندارد در خور من باده ای گردون میناییمگر از خون دل لبریز سازم ساغر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 357
سبک از حرف بی مغزان نسازم گوهر خود رانبازم همچو کوه از هر صدایی لنگر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 358