صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 360غزل شمارهٔ 360شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: نخودراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںازان چون شمع می کاهم درین محفل تن خود راکه از ظلمت برون آرم روان روشن خود را2نقل کریںنماند نامه ناشسته در دست سیه کارانبه صحرای قیامت گر فشارم دامن خود را3نقل کریںز عمر برق جولان آن قدر فرصت طمع دارمکه پاک از سبزه بیگانه سازم گلشن خود را4نقل کریںمن آزاده را در خون کشد چون پنجه شیرانز نقش بوریا سازم اگر پیراهن خود را5نقل کریںهمان با نفس نیکی می کنم، هر چند می دانمکز احسان نیست ممکن دوست کردن دشمن خود را6نقل کریںبه خرج برق و باد از جمع کردن رفت کشت منمگر از باددستی جمع سازم خرمن خود را7نقل کریںز چشم عاقبت بین، هر که امید ثمر دارددر ایام بهاران درنبندد گلشن خود را8نقل کریںشبی کان ماه سیما شمع خلوتخانه ام گرددکنم با آه اول چشم بندی روزن خود را9نقل کریںبرد زنگ از دل آیینه تاریک، خاکسترمبدل چون کنم صائب به گلشن گلخن خود را؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممزن بر سنگ پیش سخت رویان گوهر خود رابه هر آیینه تاریک منما جوهر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 359اگلی نظمخوشا روزی که بینم دلبر بگزیده خود راز رخسارش برافروزم چراغ دیده خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 361آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممزن بر سنگ پیش سخت رویان گوهر خود رابه هر آیینه تاریک منما جوهر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 359
اگلی نظمخوشا روزی که بینم دلبر بگزیده خود راز رخسارش برافروزم چراغ دیده خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 361