صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 357غزل شمارهٔ 357شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: رخودراہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںندارد در خور من باده ای گردون میناییمگر از خون دل لبریز سازم ساغر خود را22نقل کریںبه دلتنگی چنان چون غنچه تصویر خو کردمکه بر روی نسیم صبح نگشایم در خود را33نقل کریںز سربازی درین گلشن چنان خوشوقت می گردمکه می ریزم چو گل در دامن گلچین زر خود را44نقل کریںمرا این روسفیدی در میان تیره روزان بسکه کردم صرف آن آیینه رو خاکستر خود را55نقل کریںبه خاموشی شوم مهر دهان بیهوده گویان رانمی بازم چو کوه از هر صدایی لنگر خود را66نقل کریںز سودا آنچنان دلسرد از تن پروری گشتمکه چون مجنون به پای مرغ می خارم سر خود را77نقل کریںبود در جوشن داود صائب عاقبت بینیکه در زیر قبا پوشیده دارد جوهر خود را88نقل کریںنهان در زنگ ازان چون تیغ دارم جوهر خود راکه من از عرض جوهر دوست تر دارم سر خود را99نقل کریںنه از بی جوهری ها مهر دارم چون صدف بر لبنهان دارم ز چشم شور دریا گوهر خود را1010نقل کریںز طوفان حوادث با سبک مغزی نیم غافلحباب آسا درین دریا به کف دارم سر خود را1111نقل کریںمن از تردامنی گردیده ام چون موج دریاییخوشا ابری که سازد خشک، دامان تر خود را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز چشم خلق پنهان دار کنج عزلت خود رامکن شیرازه صحبت، کمند وحدت خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 356اگلی نظمسبک از حرف بی مغزان نسازم گوهر خود رانبازم همچو کوه از هر صدایی لنگر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 358◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںسبک از حرف بی مغزان نسازم گوهر خود رانبازم همچو کوه از هر صدایی لنگر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 358مزن بر سنگ پیش سخت رویان گوهر خود رابه هر آیینه تاریک منما جوهر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 359◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز چشم خلق پنهان دار کنج عزلت خود رامکن شیرازه صحبت، کمند وحدت خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 356
اگلی نظمسبک از حرف بی مغزان نسازم گوهر خود رانبازم همچو کوه از هر صدایی لنگر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 358
سبک از حرف بی مغزان نسازم گوهر خود رانبازم همچو کوه از هر صدایی لنگر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 358
مزن بر سنگ پیش سخت رویان گوهر خود رابه هر آیینه تاریک منما جوهر خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 359