صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 813غزل شمارهٔ 813شاعر: صائبوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ونراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتسکین ندهد خوردن می سوز درون راآتش بود این آب، جگر تشنه خون را2نقل کریںراندن نکند خیرگی از طبع مگس دوراندیشه ز خواری نبود مرد دون را3نقل کریںاز پیشروان دل نگرانی نتوان بردپیوسته بود چشم ز پی راهنمون را4نقل کریںنگذاشت ز سر، سرکشی آن زلف ز آهمحرفی است که در مار اثرهاست فسون را5نقل کریںعقل است که موقوف به کسب است کمالشحاجت به معلم نبود مشق جنون را6نقل کریںصائب مکن از بخت طمع برگ فراغتکز باده نصیبی نبود جام نگون را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدلگیر کند غنچه من صبح وطن رادر خاک کند کلفت من سرو چمن راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 812اگلی نظمنه کفر شناسد دل حیران و نه دین رااز نقش چپ و راست خبر نیست نگین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 814آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدلگیر کند غنچه من صبح وطن رادر خاک کند کلفت من سرو چمن راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 812
اگلی نظمنه کفر شناسد دل حیران و نه دین رااز نقش چپ و راست خبر نیست نگین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 814