صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 814غزل شمارهٔ 814شاعر: صائبوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ینراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنه کفر شناسد دل حیران و نه دین رااز نقش چپ و راست خبر نیست نگین را2نقل کریںهر چند حجاب تو زبان بند هوسهاستزنهار ز سر باز مکن چین جبین را3نقل کریںچشم تو به دل فرصت نظاره نبخشداین صید ز صیاد گرفته است کمین را4نقل کریںهر جا لب لعل تو به گفتار درآیددر آب گهر غوطه دهد مغز زمین را5نقل کریںآخر که ترا گفت که از خانه خرابانتنها کنی آباد همین خانه زین را؟6نقل کریںآسوده بود عشق ز بی تابی عاشقاز زلزله خاک چه غم چرخ برین را؟7نقل کریںمگذار به لعل تو فتد چشم هوسناککاین ابر بود ریگ روان آب نگین را8نقل کریںمی ترسم ازان چشم سیه مست که آخراز راه برد صائب سجاده نشین را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتسکین ندهد خوردن می سوز درون راآتش بود این آب، جگر تشنه خون راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 813اگلی نظمگلگونه چه حاجت بود آن روی نکو را؟با پیرهن گل نبود کار، رفو راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 815زمینہم وزن و قافیہ نظمیںجز نام صنم نقش مکن لوح جبین راتا چپ نکنی راست نخوانند نگین رانظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 39آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتسکین ندهد خوردن می سوز درون راآتش بود این آب، جگر تشنه خون راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 813
اگلی نظمگلگونه چه حاجت بود آن روی نکو را؟با پیرهن گل نبود کار، رفو راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 815
جز نام صنم نقش مکن لوح جبین راتا چپ نکنی راست نخوانند نگین رانظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 39