صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 135غزل شمارهٔ 135شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انیشدمراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعشقِ پنهان باعثِ روشنروانی شد مراروشن این غمخانه از سوزِ نهانی شد مرا2نقل کریںدر بلندی، عمر من چون شمع کوتاهی نداشتزندگانی کوته از آتشزبانی شد مرا3نقل کریںچون درِ دوزخ ز چشمِ باز بودم در عذابچشمپوشیدن، بهشتِ جاودانی شد مرا4نقل کریںتا شدم خاموش چون ماهی، محیطِ پر خطرمهدِ آسایش ز فیضِ بیزبانی شد مرا5نقل کریںنخلِ امیدِ مرا جز بارِ دل حاصل نبودحیف ازان عمری که صرفِ باغبانی شد مرا6نقل کریںپای در دامان عزلت کش که چون موجِ سرابزندگی پا در رکاب از خوشعنانی شد مرا7نقل کریںریخت هر خونی که چرخِ سنگدل در ساغرماز هواجویی شرابِ ارغوانی شد مرا8نقل کریںحاصلش چون خندهٔ برق است اشکِ بیشمارآنچه صرفِ عیش از ایامِ جوانی شد مرا9نقل کریںخردهٔ جانی که در غمصرفکردن ظلم بودچون گلِ بیدرد خرجِ شادمانی شد مرا10نقل کریںکشتیِ جسمی کزاو امیدِ ساحل داشتمدر دلِ دریا زمینگیر از گرانی شد مرا11نقل کریںعرض مطلب میکند کوتاه طولِ عمر راحفظ آبرو، حیاتِ جاودانی شد مرا12نقل کریںکرد شعرِ آبدار از آبِ خضرم بینیازمزرعِ امیدِ سبز از ترزبانی شد مرا13نقل کریںبر کمالِ لطف، رخسارست نادیدن دلیلرغبتِ دیدار بیش از لنترانی شد مرا14نقل کریںنیست صائب کوتهی در جذبهٔ افتادگانراهِ دورِ عشق، طی از ناتوانی شد مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسنگِ طفلان از جنون رطلِ گرانی شد مرادرد و داغِ عشق باغ و بوستانی شد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134اگلی نظمسر به جیبِ خویش دزدیدم، کلاهی شد مراجمع کردم پای در دامن، پناهی شد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136زمینہم وزن و قافیہ نظمیںسنگِ طفلان از جنون رطلِ گرانی شد مرادرد و داغِ عشق باغ و بوستانی شد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسنگِ طفلان از جنون رطلِ گرانی شد مرادرد و داغِ عشق باغ و بوستانی شد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134
اگلی نظمسر به جیبِ خویش دزدیدم، کلاهی شد مراجمع کردم پای در دامن، پناهی شد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 136
سنگِ طفلان از جنون رطلِ گرانی شد مرادرد و داغِ عشق باغ و بوستانی شد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 134