صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 136

غزل شمارهٔ 136

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اهیشدمرا

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
سر به جیبِ خویش دزدیدم، کلاهی شد مرا
جمع کردم پای در دامن، پناهی شد مرا
22
در گذارِ سیل بودم، داشتم تا خانه‌ای
از گِرانان، تُرک‌خان‌و‌مان پناهی شد مرا
33
دستگاهِ عیش بر من خوابِ راحت تلخ داشت
چون سبو کوتاه‌دستی تکیه‌گاهی شد مرا
44
غیرِ حق کردم فرامش هر چه در دل داشتم
طاقِ نسیان از دو عالم قبله‌گاهی شد مرا
55
شورِ دریای جهان وقتِ مرا شوریده داشت
از خطر کامِ نهنگ آرامگاهی شد مرا
66
بی‌ندامت برنیامد یک نفس از سینه‌ام
زندگی چون صبح، صرفِ مدِّ آهی شد مرا
77
هیچ کس را از عزیزان دل به حالِ من نسوخت
همچو یوسف پاکدامانی گناهی شد مرا
88
تا به چشمِ نورِ وحدت سرمهٔ بینش کشید
هر سرِ خاری به مقصد شاهراهی شد مرا
99
تا گشودم دیدهٔ انصاف، هر داغِ پلنگ
در نظر چشمِ غزالِ خوش‌نگاهی شد مرا
1010
تا نظر بر خامهٔ نقاش افکندم ز نقش
هر کجی از راست‌بینی کج‌کلاهی شد مرا
1111
خامشی از کرده‌های بد به فریادم رسید
بی زبانی‌ها زبانِ عذرخواهی شد مرا
1212
تا به خطِ عنبرین شد دیدهٔ من آشنا
زلفِ در مدِّ نظر مارِ سیاهی شد مرا
1313
صائب از مکرِ جهانِ بی‌وفا غافل شدم
دامنِ رهزن ز غفلت خوابگاهی شد مرا
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عشقِ پنهان باعثِ روشن‌روانی شد مرا

روشن این غمخانه از سوزِ نهانی شد مرا

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 135

اگلی نظم

تا به کی بندِ گرانجانی به پا باشد مرا

این زره تا چند در زیر قبا باشد مرا

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 137

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00