صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 605غزل شمارهٔ 605شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: مراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگذاشتیم به اغیار زلف پر خم رابه دست دیو سپردیم خاتم جم را2نقل کریںحریم سینه عاشق عجب شبستانی استکه یک هواست در او شمع سور و ماتم را3نقل کریںمکن به عشق سخن نقل ای خرد برخیزکه به ز نقل مکان نیست نقل، ملزم را4نقل کریںاگر تپیدن دل ترجمان نمی گردیدکه می شناخت درین تیره خاکدان غم را؟5نقل کریںزمانه ای است که با صد گره گشا خورشیدگره ز دل نتواند گشود شبنم را6نقل کریںچه حاجت است مسیحا به گفتگو آید؟حجاب، شاهد عصمت بس است مریم را7نقل کریںبه روی زنده دلی آفتاب خنده زندکه همچو صبح تواند شمرده زد دم را8نقل کریںمحرران سخن، شاه بیت ابرویندز روی نسخه تشریح، روی عالم را9نقل کریںنماند فیض درین خشک طینتان صائبمگر به آب رسانیم خاک حاتم را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز گریه سرکشی افزود آن پریوش راکه شعله ور کند اشک کباب، آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 604اگلی نظممکن به غنچه گره نوبهار عالم راتبسمی کن و بگشای کار عالم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 606زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمنم که یافته ام ذوق صحبت غم رابه صبح عید دهم وعده ی شام ماتم راعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 9آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز گریه سرکشی افزود آن پریوش راکه شعله ور کند اشک کباب، آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 604
اگلی نظممکن به غنچه گره نوبهار عالم راتبسمی کن و بگشای کار عالم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 606