صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 886غزل شمارهٔ 886شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ایغریبصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںپا منه زنهار بی اندیشه در جای غریبتوسن سرکش خطر دارد ز صحرای غریب22نقل کریںبی بصیرت از سفر کردن نگردد دیده ورکوری اعمی مثنی گردد از جای غریب33نقل کریںمردم بالغ نظر چشم از جهان پوشیده اندمی برد اطفال را از جا تماشای غریب44نقل کریںدل که باغ دلگشای روح بود از سادگیوحشت آبادی شد از نقش تمنای غریب55نقل کریںاز غبار خط فزون شد شوخی آن چشم مستوحشت آهو شود افزون ز صحرای غریب66نقل کریںاز غبار آیینه دل را کند روشنگریهر که گرد غربت افشاند ز سیمای غریب77نقل کریںعاشقان را بر حریر عافیت آرام نیستخاکساران راست خار پیرهن جای غریب88نقل کریںرشته عمرش نبیند کوتهی از پیچ و تابهر که چون سوزن برآرد خاری از پای غریب99نقل کریںملک تن را نیست در مهمانسرای روزگارلشکر بیگانه ای غیر از خورش های غریب1010نقل کریںمی شود زیر و زبر از لشکر بیگانه ملکدست کوته دار صائب از خورش های غریب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبی قراران را ازان یکتای بی همتا طلبچون شود از دشت غایب سیل در دریا طلبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 885اگلی نظممگر از خانه بیرون آمد آن گل بی حجاب امشب؟که بوی یاسمن دارد فروغ ماهتاب امشبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 887◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبی قراران را ازان یکتای بی همتا طلبچون شود از دشت غایب سیل در دریا طلبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 885
اگلی نظممگر از خانه بیرون آمد آن گل بی حجاب امشب؟که بوی یاسمن دارد فروغ ماهتاب امشبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 887