صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 887غزل شمارهٔ 887شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ابامشبصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمگر از خانه بیرون آمد آن گل بی حجاب امشب؟که بوی یاسمن دارد فروغ ماهتاب امشب2نقل کریںز نور مه، نظر چون مهر تابان خیره می گرددمگر یک جانب افتاده است از رویش نقاب امشب؟3نقل کریںکدامین آتشین جولان به سیر ماهتاب آمد؟که سوزد در نظرها چون پر پروانه خواب امشب4نقل کریںمی روشن ز بی قدری چراغ روز را ماندز بس گردیده عالم شیر مست ماهتاب امشب5نقل کریںز نور ماه، خون دختر رز شیر مادر شدبده ساقی می لعلی مسلسل همچو آب امشب6نقل کریںدرانداز زمین بوس است با آن سرکشی گردونز بس روی زمین از ماه شد با آب و تاب امشب7نقل کریںز شکر خنده مه شد هوا چندان به کیفیتکه می گردد نمک بیهوش داروی شراب امشب8نقل کریںمگر آن خرمن گل، تنگ خود را در بغل دارد؟که طوفان می کند در مغزها بوی گلاب امشب9نقل کریںدو بالا گردد از مهتاب، زور باده روشنعجب نبود اگر صائب شود مست و خراب امشب◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپا منه زنهار بی اندیشه در جای غریبتوسن سرکش خطر دارد ز صحرای غریبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 886اگلی نظمبیا کز دوریت مژگان به چشمم سوزن است امشبنفس در سینه ام چون خار در پیراهن است امشبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 888آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپا منه زنهار بی اندیشه در جای غریبتوسن سرکش خطر دارد ز صحرای غریبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 886
اگلی نظمبیا کز دوریت مژگان به چشمم سوزن است امشبنفس در سینه ام چون خار در پیراهن است امشبصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 888