صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 375غزل شمارهٔ 375شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: راصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه ساغر احتیاجی نیست حسن نیم مستش راکه می جوشد می از پیمانه چشم می پرستش را2نقل کریںبه چندین دست نتوانست مژگانش نگه داردز افتادن به هر جانب نگاه نیم مستش را3نقل کریںنمی سازد پریشان مغز را بوی حنا چندینکدامین سنگدل بر چشم مالیده است دستش را4نقل کریںدر آغوش نگین دان نیست آرامش ز بی تابیگهر در خانه زین دیده پنداری نشستن را5نقل کریںبه صید ماهیان، زلف کجش گر سر فرود آردربایند از دهان یکدگر چون طعمه شستش را6نقل کریںز حیرت می رود گیرایی از سرپنجه شیرانبه هر صحرا که راه افتد غزال شیر مستش را7نقل کریںاگر ذوق شکستن این دل چون شیشه دریابدچو سنگ از مومیایی پاس می دارد شکستش را8نقل کریںشود مستغنی از دریا ز آب و دانه گوهرگذارد چون صدف بر روی هم هر کس که دستش را9نقل کریںز بی برگی به هر کس داد برگ عیش، خرسندیبه صد خرمن گل بی خار ندهد خار بستش را10نقل کریںز درد من درین عالم کسی صائب خبر داردکه خالی آورد بیرون ز کام بحر شستش را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه مژگان خارخار از سینه می رویاند آتش رابه یاقوت لب از رخ رنگ می گرداند آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 374اگلی نظمبه عزم صید چین سازد چو زلف صیدبندش رارم آهو به استقبال می آید کمندش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 376آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه مژگان خارخار از سینه می رویاند آتش رابه یاقوت لب از رخ رنگ می گرداند آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 374
اگلی نظمبه عزم صید چین سازد چو زلف صیدبندش رارم آهو به استقبال می آید کمندش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 376