صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 374غزل شمارهٔ 374شاعر: صائبوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: انداتشراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبه مژگان خارخار از سینه می رویاند آتش رابه یاقوت لب از رخ رنگ می گرداند آتش را22نقل کریںکبابم می کند آن مست بی پروا، نمی داندکه هر یک قطره اشک من به خون غلتاند آتش را33نقل کریںسپند من ندارد تاب مهتاب و تو سنگین دلمزاج سرکشی داری که می سوزاند آتش را44نقل کریںنیم پروانه تا بر گرد شمع دیگران گردمسپند شوخ من از سنگ می رویاند آتش را55نقل کریںبه چشم اشکبار من چه خواهد کرد، حیرانمبر رویی که در چشم آب می گرداند آتش را66نقل کریںدرین قحط هواداری، عجب دارم ز خاکسترکه در هنگام مردن چشم می پوشاند آتش را77نقل کریںسخن پرداز شد از عشق تا حسن جهانسوزشسپند ما بلند آوازه می گرداند آتش را88نقل کریںبه همواری ادب کن خصم سرکش را که خاکستربه نرمی زیر دست خویش می گرداند آتش را99نقل کریںنمی باشد سپر انداختن در کیش ما صائبسپند ما به میدان جدل می خواند آتش را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز روی آتشینش حیرتی رو داد آتش راکه چندین عقده در کار از سپند افتاد آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 373اگلی نظمبه ساغر احتیاجی نیست حسن نیم مستش راکه می جوشد می از پیمانه چشم می پرستش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 375◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز روی آتشینش حیرتی رو داد آتش راکه چندین عقده در کار از سپند افتاد آتش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 373
اگلی نظمبه ساغر احتیاجی نیست حسن نیم مستش راکه می جوشد می از پیمانه چشم می پرستش راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 375