صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5409

غزل شمارهٔ 5409

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ونکنم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

رو به هر صحرا که بااین شور چون مجنون کنم

پایکوبان کوه را در دامن هامون کنم

2

خاکساری دست من کوتاه دارد ورنه من

می توانم خاکها د رکاسه گردون کنم

3

از ازل آورده با خود پختگی صهبای من

نیستم نارس که جادر خم چو افلاطون کنم

4

خشکی سودای من ابر بهار عالم است

هرکه زین دامان صحرا بگذرد مجنون کنم

5

بلبلان را چون توانم مست در گلزار دید

من که خواهم باغبان را از چمن بیرون کنم

6

من که می دانم سبکروحان عالم را ثقیل

یک جهان بد هضم را بر خود گوارا چون کنم

7

من که نتوانم بر آوردن ز پا خاررهش

خارخار عشق او را چون زدل بیرون کنم

8

از چه ناز سرو نارعنا کشم چون قمریان

من که صائب می توانم مصرعی موزون کنم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جذبه ای کوتا سر از زندان تن بیرون کنم

چند لنگر در ضمیر خاک چون قارون کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5408

اگلی نظم

دل اسیر طره عنبرفشانش چون کنم

با دل مجروح با مشکین سنانش چون کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5410

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سایه وارم هر شب از سودای زلفت، چون کنم؟

چند گرد خویشتن گه سحر و گه افسون کنم!

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1334

هر زمان گویم که مهر او ز دل بیرون کنم

لیک با خود بس نمی آیم ندانم چون کنم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 689

دوش سودایِ رُخَش گفتم ز سر بیرون کُنَم

گفت کو زنجیر؟ تا تدبیرِ این مجنون کُنَم

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 349

ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم

یا مگر سودای عشق او ز سر بیرون کنم

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 265

برق آهی کو که رو در خرمن گردون کنم

این گره را باز از پیشانی هامون کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5407

جذبه ای کوتا سر از زندان تن بیرون کنم

چند لنگر در ضمیر خاک چون قارون کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5408

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور