صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5410

غزل شمارهٔ 5410

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انشچونکنم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

دل اسیر طره عنبرفشانش چون کنم

با دل مجروح با مشکین سنانش چون کنم

2

می چکد خون از گل رخسارش از تاب نگاه

بوسه بر رخساره چون ارغوانش چون کنم

3

تیر آن ابرو کمان از جوشن الماس جست

سینه خود را هدف پیش کمانش چون کنم

4

چشم او چشم مرا در سرمه خوابانیده است

همزبانی با نگاه نکته دانش چون کنم

5

حرف نتواند بر آورد از دهانش سر برون

من درین فکرم زبان را در دهانش چون کنم

6

آب شد بال سمندر از فروغ عارضش

پرده های دیده را آیینه دانش چون کنم

7

ماه نورا هاله در آغوش نتواند گرفت

حیرتی دارم که با موی میانش چون کنم

8

تا نگیرم تنگ آن موی میان را در بغل

پیچ و تاب خویشتن خاطرنشانش چون کنم

9

چشم دل دارد زمن هر حلقه ای از زلف او

من به این یک دل به زلف دلستانش چون کنم

10

خون ز فریادم چکید و در به رویم وانکرد

با دل سنگین گوش باغبانش چون کنم

11

صائب آتش نفس گر شعله در عالم زند

با زبان خامه آتش فشانش چون کنم؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رو به هر صحرا که بااین شور چون مجنون کنم

پایکوبان کوه را در دامن هامون کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5409

اگلی نظم

ترک تن دل را نگردانیده روشن چون کنم

پشت چون آیینه مظلم به گلخن چون کنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5411

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور