صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6406

غزل شمارهٔ 6406

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ادرینچمن

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

هر شبنمی است دیده بینا درین چمن

زنهار ناشمرده منه پا درین چمن

22

آیینه تو زنگ گرفته است، ورنه هست

هر برگ سبز طوطی گویا درین چمن

33

چون بوی گل جریده روان شو که کرده است

هر غنچه برگ عیش مهیا درین چمن

44

حاجت به باده نیست که از سرو و گل، بهار

آماده است ساغر و مینا درین چمن

55

از برگ گل که هر طرفی باد می برد

در گردش است ساغر صهبا درین چمن

66

از لاله نوبهار سبکدست کرده است

چندین هزار پیشه مهیا درین چمن

77

از ساغری چو لاله سیه مست می شود

هر کس که در خمار نهد پا درین چمن

88

گردد به گرد باغ ز بیرون در نسیم

از جوش گل نمانده ز بس جا درین چمن

99

تنگ است بس که جای نشستن ز جوش گل

استاده است سرو به یک پا درین چمن

1010

در را مبند ای چمن آرا که جوش گل

نگذاشته است راه تماشا درین چمن

1111

در اولین پیاله دوبالاست نشأه اش

آن را که هست ساقی رعنا درین چمن

1212

پای سفر کراست، که هر شاخ سنبلی

آماده است سلسله پا درین چمن

1313

آب روان چو آینه گردیده است خشک

از حیرت نظاره گلها درین چمن

1414

از اتحاد عاشق و معشوق می دهد

یادی نظاره گل رعنا درین چمن

1515

از طوق قمریان شده سر تا به پای چشم

هر سرو در هوای تماشا درین چمن

1616

افتد ز صبح مرغ سحرخیز در غلط

از خنده شکوفه به شبها درین چمن

1717

طاوس از نظاره گلهای رنگ رنگ

خجلت ز پر فزون کشد از پا درین چمن

1818

نشو و نما ترقی اگر این چنین کند

بالد چو سرو سبزه مینا درین چمن

1919

هر برگ گل شده است ز شبنم تمام چشم

دارد ز بس که ذوق تماشا درین چمن

2020

چون مست سربرهنه نسازد، که برگرفت

جوش نشاط پنبه ز مینا درین چمن

2121

مطرب چه حاجت است، که از شور بلبلان

گلبانگ عشرت است مهیا درین چمن

2222

کیفیت از هوا چو می ناب می چکد

صائب چه حاجت است به صهبا درین چمن؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زین گریه ها که هست گره در گلوی من

پیدا شود دو زخم نمایان به روی من

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6405

اگلی نظم

گریان ز کوی او دل ما می رود برون

زین باغ، آب رو به قفا می رود برون

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6407

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور