صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5393

غزل شمارهٔ 5393

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: یدنم

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

یوسفستان گشت دنیا از نظر پوشیدنم

یک گل بی خار شد عالم زدامن چیدنم

22

گرد دل می گشت بر گرد جهان گردیدنی

کرد مستغنی ز عالم گرد دل گردیدنم

33

دوری ره سرمه می کرد استخوانهای مرا

گر نمی آورد پایی در میان، لغزیدنم

44

داغ دارد شعله سرگرمیم خورشید را

هر سر ناخن هلالی شد ز سر خاریدنم

55

می گشایم در هوای رفتن آغوش وداع

نیست از غفلت چو گل در بوستان خندیدنم

66

گر به این تمکین مرا از خاک خواهی بر گرفت

بیقراریهای دل خواهد ز هم پاشیدنم

77

پیچ و تاب دل مرا آخر به زلف او رساند

این ره خوابیده شد کوتاه از پیچیدنم

88

می زنم برهم ز شوق نیستی بال نشاط

نیست بهر خرده جان چون شرر لرزیدنم

99

ذره نا چیزم اما از فروغ داغ عشق

آب می گردد به چشم آفتاب از دیدنم

1010

بی دماغی باعث بیماری من گشته است

بیشتر سنگین شود بیماری از پرسیدنم

1111

ظرف وصل او که دارد، کز نسیم مژده ای

تنگ شد بر آسمانها جای از بالیدنم

1212

ان گرامی گوهرم صائب که در مصر وجود

پله میزان ید بیضا شد از سنجیدنم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شمع فانوسم که در پرده است اشک افشاندنم

از گرستن تر نگردد دامن پیراهنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5392

اگلی نظم

خنده بر حال گرانباران دنیا می زنم

از سبکباری چو کف بر قلب دریا می زنم

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5394

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور