صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 6560

غزل شمارهٔ 6560

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چون به یاد شرم می افتم در اثنای نگاه

می زند غیرت ز مژگان تیشه بر پای نگاه

2

تخته مشق خط شبرنگ یارب چون شود

صفحه رویی که می ماند بر او جای نگاه

3

حسرت جاوید را حیرت تلافی می کند

برنمی آید به یک دیدن تمنای نگاه

4

همچو آن سرچشمه کز کاوش فزونتر می شود

بیش شد سامان حسن او ز یغمای نگاه

5

اشک شبنم بوی گل را مانع پرواز نیست

گریه نتواند نهادن بند بر پای نگاه

6

این چه حسن عالم آشوب است کز نظاره اش

می کنند از شوق سبقت بر هم اجزای گناه

7

گرچه چشمش را ز بیماری دماغ ناز نیست

بر سر کارست دایم کارفرمای نگاه

8

از نگاه ما که در باغ تجلی محرم است

رومگردان ای بهشت عالم آرای نگاه

9

داغش از چشم غزالان می شود ناسورتر

سر به صحرا داد هر کس را که سودای نگاه

10

تا به گرد گلشن رخسار او گردیده است

سر چو مژگان می نهم هر لحظه بر پای نگاه

11

شرم در بیرون در چون حلقه می پیچد به خود

در حریم حسن او صائب ز غوغای نگاه

12

این جواب آن غزل صائب که می گوید رهی

چون پری از دیده غایب شد در اثنای نگاه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

حسن را از چشم بد شرم و حیا دارد نگاه

شمع را فانوس از باد صبا دارد نگاه

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6559

اگلی نظم

از مزار اهل حق جز دولت عقبی مخواه

زینهار از ترک دنیا کردگان دنیا مخواه

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6561

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بسکه می‌جوشد ازین دریای حسرت حب جاه

قطره هم سعی حبابی دارد از شوق ‌کلاه

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2599

گر نفس چیند به این فرصت بساط دستگاه

چون سحر بر ما شکستن می‌رسد پیش از کلاه

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2602

ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه

تا بصیرت بر دیانت نیست معراج است جاه

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2603

آب چشمم تا به ماهی رفت و آهم تا به ماه

هست بر درد دل من ماه تا ماهی گواه

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 838

ساقیا پیمانه پر کن زانکه صاحب مجلست

آرزو می‌بخشد و اسرار می‌دارد نگاه

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 26

بوالهوس از خط نظر پوشید زان روی چو ماه

خط به چشم بی سوادان می کند عالم سیاه

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6556

نفس ظلمانی نمی دارد محابا از گناه

نیست پروا طفل زنگی را ز پستان سیاه

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6557

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور