صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 2603

غزل شمارهٔ 2603

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اه

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه

تا بصیرت بر دیانت نیست معراج است جاه

2

زبن چمن رشکی‌ست بر اقبال وضع غنچه‌ام

کز شکست دل دهد آرایش طرف‌ کلاه

3

طالب وصلیم ما را با تسلی‌ کار نیست

ناله‌گر از پا نشیند اشک می‌افتد به راه

4

درگلستانی که تخمی از محبت کاشتند

زخم می بالد گل اینجا ناله می روید گیاه

5

نقشبندان هوس را نسبتی با درد نیست

خامهٔ تصویر نتواند کشیدن مدّ آه

6

مایهٔ یمنی ندارد دستگاه آگهی

خانمان مردمان دیده می‌باشد سیاه

7

جلوه فرش توست اگر از شوخ چشمی بگذری

می‌شود آیینه چون هموار می‌گردد نگاه

8

تا ابد محو شکوه خلق باید بود و بس

شاه ما آیینه می‌پردازد ازگرد سپاه

9

بی‌تماشا نیست حیرتخانهٔ ناز و نیاز

عشق اینجا آه آهی دارد آنجا واه واه

10

چون نگه دردیدهٔ حیران ما مژگان گمست

جوهر آیینه در دیوار حل کرد‌ست کاه

11

سایه و تمثال محسوب زیان و سود نیست

حیف خورشید‌ی‌که پرتو باز می‌گیرد ز ماه

12

زبرگردون هرزه شغل لهو باید زیستن

غیر طفلی نیست بیدل مرشد این خانقاه

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر نفس چیند به این فرصت بساط دستگاه

چون سحر بر ما شکستن می‌رسد پیش از کلاه

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2602

اگلی نظم

بسکه ما را بر آن لقاست نگاه

عالمی را به چشم ماست نگاه

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2604

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آب چشمم تا به ماهی رفت و آهم تا به ماه

هست بر درد دل من ماه تا ماهی گواه

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 838

ساقیا پیمانه پر کن زانکه صاحب مجلست

آرزو می‌بخشد و اسرار می‌دارد نگاه

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 26

بوالهوس از خط نظر پوشید زان روی چو ماه

خط به چشم بی سوادان می کند عالم سیاه

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6556

نفس ظلمانی نمی دارد محابا از گناه

نیست پروا طفل زنگی را ز پستان سیاه

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6557

چون به یاد شرم می افتم در اثنای نگاه

می زند غیرت ز مژگان تیشه بر پای نگاه

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6560

بسکه می‌جوشد ازین دریای حسرت حب جاه

قطره هم سعی حبابی دارد از شوق ‌کلاه

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2599

گر نفس چیند به این فرصت بساط دستگاه

چون سحر بر ما شکستن می‌رسد پیش از کلاه

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2602

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور