صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5276

غزل شمارهٔ 5276

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

عاشق صادق نمی دارد تمناهای خام

تخم انجم در زمین صبح می سوزد تمام

22

کام و ناکامی درین گلشن هم آغوش همند

بیشتر از فصلها در فصل گل باشد زُکام

33

فسق پیش من زطاعات ریایی بهترست

استخوان صد پیرهن باشد به از مغز حرام

44

تیرگی بیرون نرفت از دل به علم ظاهری

خانه را روشن نمی سازد چراغ پشت بام

55

ز انتقام حق کند ایمن عدوی خویش را

می کشد هرکوته اندیشی که از خصم انتقام

66

می توان آسان گسستن دامهای سست را

دل مخور گر کار دنیای تو باشد بی نظام

77

سالکی کز نور وحدت صیقلی شد دیده اش

می کند چون کعبه هر سنگ نشان را احترام

88

عالم روشن به چشم خویش می سازد سیاه

چون عقیق از سادگی هرکس کند تحصیل نام

99

از گرانسنگی پرستاران مودب می شوند

سجده پیش بت برهمن می کند جای سلام

1010

چشم بد را ناتمامیهاست نیل چشم زخم

روی در نقصان گذارد ماه چون گردد تمام

1111

از طمع پیش خسان مگشا لب خواهش که نیست

تا لب گور این جراحت را امید التیام

1212

اره با آهن دلی با نخل بارآور نکرد

انچه با عزلت گزینان می کند سین سلام

1313

نفس چون مطلق عنان گردید طغیان می کند

سرکشی بارآورد چون نخل آب بی لجام

1414

می شود کام سخنورتر ز شعر آبدار

سبز سازد تیغ اگراز آب خود صائب نیام

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر تشنه اسراری پیش آر شراب اول

گر گنج همی خواهی می گرد خراب اول

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5275

اگلی نظم

سعی کن در عزت سی پاره ماه صیام

کز فلک از بهر تعظیمش فرود آمد کلام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5277

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بسکه دارد سوختن چون مجمرم در دل مقام

دور می‌گردد عرق تا می‌تراود در مشام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1955

سنگ راهم می‌خورد حرصی که دارد احتشام

روز اول طعمه از جزو نگین‌ کرده‌ست نام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1956

عمرها شد نقد دل بر چشم حیران است وام

آنچه می‌یابم به مینا می‌کنم تکلیف جام

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1957

جاه داری جاهل آسا در سر ای کامل مدام

جاهلت خوانم نه کامل چون تو را جاه است کام

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 16

عشقبازیّ و جوانیّ و شرابِ لَعلْ‌فام

مجلسِ اُنس و حریفِ همدم و شُربِ مدام

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 309

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

بادت اندر شهریاری، برقرار و بر دوام

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 21

می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام

در جبینش آفتاب و در یمینش جام جام

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1583

اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام

فاشربوا من کاس خلد و اترکوا کل الطعام

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1780

انا دلادل ابنة الکرم لابناء الکرام

اجلب الراحة والراح لقلب المستهام

سعدی»مواعظ»قصاید و قطعات عربی»شعر 22 - وله ایضا

سعی کن در عزت سی پاره ماه صیام

کز فلک از بهر تعظیمش فرود آمد کلام

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5277

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور