صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 502غزل شمارهٔ 502شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نگنمایدخودراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںحسن کی در دل چون سنگ نماید خود را؟باده در شیشه بیرنگ نماید خود را2نقل کریںعشق ازان شوختر افتاده که پنهان گردداین شرر در جگر سنگ نماید خود را3نقل کریںدر شب تار کند جلوه دیگر آتشچهره زیر خط شبرنگ نماید خود را4نقل کریںتکیه بر دوستی چرخ مکن کاین مکاربه تو یکرنگ ز نیرنگ نماید خود را5نقل کریںزود باشد که زند غوطه به خون چون طاوسخودنمایی که به صد رنگ نماید خود را6نقل کریںسنگ دندان پریشان سخنان است وقاروای بر آن که سبک سنگ نماید خود را7نقل کریںشود از بخت سیه، جوهر ذاتی ظاهرجوهر تیغ اگر از زنگ نماید خود را8نقل کریںعندلیبی که شد از نغمه شناسان نومیدبه چه امید به آهنگ نماید خود را؟9نقل کریںخون کند در دل صیاد ز پرکاری هاآهوی وحشی اگر لنگ نماید خود را10نقل کریںصائب آن حسن به سامان که نگنجد به خیالچه قدر در نظر تنگ نماید خود را؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر سفر زود خجالت کشد از دعوی خویشدر وطن هر که سبکبار نماید خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 501اگلی نظمراه خوابیده رسانید به منزل خود رانرساندی تو گرانجان به در دل خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 503آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر سفر زود خجالت کشد از دعوی خویشدر وطن هر که سبکبار نماید خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 501
اگلی نظمراه خوابیده رسانید به منزل خود رانرساندی تو گرانجان به در دل خود راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 503