صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 574غزل شمارهٔ 574شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ابکجاہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںکمال حسن کجا، دیده پر آب کجا؟شکوه بحر کجا، خیمه حباب کجا؟22نقل کریںمرا که جلوه هر ذره است رطل گرانکجاست حوصلهٔ جام، آفتاب کجا؟33نقل کریںنمانده است ز دل جز غبار افسوسیبه این خرابه فتد نور ماهتاب کجا؟44نقل کریںگذشته است ترا ز آفتاب پایه حسنهلال عید شود با تو همرکاب کجا؟55نقل کریںبه جستجوی تو گرد از جهان برآوردمدگر کجا روم ای خانمان خراب، کجا؟66نقل کریںمرا که نعره مستانه بی قرار نکردرسد به داد دلم نغمه رباب کجا؟77نقل کریںگرفتم این که رسد نوبت سؤال به مندماغ حرف کجا، قدرت جواب کجا؟88نقل کریںز بس که گرم تماشای گلرخان گشتمنیافتم که کجا شد دل من آب کجا99نقل کریںز برگ، نکهت گل بیش می شود رسواترا نهفته کند پرده حجاب کجا؟1010نقل کریںمیان سوخته و خام فرق بسیارستسرشک تاک کجا، گریه کباب کجا؟1111نقل کریںگرفته است جهان را غبار بی دردیکجا رویم ازین عالم خراب، کجا؟1212نقل کریںچنین که آب برآورده است خانه چشمبساط خود فکند پرده های خواب کجا؟1313نقل کریںفروغ حسن جهانگیر او کجاست که نیست؟ز خویش می روی ای دل به این شتاب کجا؟1414نقل کریںنظر به چشمه حیوان نمی کنم صائبمرا ز راه برد جلوه سراب کجا؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل نگردید شب وصل تهی از گلههاطی شد این وادی و هموار نشد آبلههاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 573اگلی نظمبه مجلسی که کشی از نقاب بند آنجاستاره سوخته ای نیست جز سپند آنجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 575◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکجاست منزلت ای گنج دیریاب کجاکجا نشان تو یابم درین خراب کجاجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 42صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجاحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 2امید عیش کجا و دل خراب کجاهوای باغ کجا، طائر کباب کجاعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل نگردید شب وصل تهی از گلههاطی شد این وادی و هموار نشد آبلههاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 573
اگلی نظمبه مجلسی که کشی از نقاب بند آنجاستاره سوخته ای نیست جز سپند آنجاصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 575