صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 546غزل شمارهٔ 546شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رمجنونراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنیست آسودگی از سیر و سفر مجنون راسنگ اطفال شود کوه و کمر مجنون را2نقل کریںتوشه از پاره دل، راحله دارد از شوقنیست حاجت به سرانجام سفر مجنون را3نقل کریںسر آزاده به اسباب نمی پردازدموی ژولیده بود بالش پر مجنون را4نقل کریںتاجش از داغ جنون، دامن صحرا اورنگموجه ریگ روان است کمر مجنون را5نقل کریںچشم آهوست سیاهی به سیاهی بلدشنیست در کار دلیلی به سفر مجنون را6نقل کریںنیست صاحب نظران را ز نظر بند گزیرنگذارند غزالان ز نظر مجنون را7نقل کریںتاج شاهان جهان گر ز زر و سیم بوداز مه و مهر بود افسر زر مجنون را8نقل کریںمی خورد گرد عبث محمل لیلی در دشتنیست جز عشق تمنای دگر مجنون را9نقل کریںتو که از شیشه دلانی حذر از سختی کنکه بود رطل گران، کوه و کمر مجنون را10نقل کریںخبر از خرده راز دل لیلی داردگرچه از هر دو جهان نیست خبر مجنون را11نقل کریںعرض گوهر مده ای خواجه که فارغ دارددل پر آبله از گنج گهر مجنون را12نقل کریںگر در آن زلف ندیدی دل بی تاب مرادر سیه خانه لیلی بنگر مجنون را13نقل کریںگر به ظاهر به نظر چشم غزالان داردهست در پرده تماشای دگر مجنون را14نقل کریںمی شود تار سیه خیمه لیلی صائبمد آهی که برآید ز جگر مجنون را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشد ز زنجیر فزون شور جنون مجنون راموج بال و پر رفتار شود جیحون راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 545اگلی نظمتندی خوی ضرورست سخن آیین راکه بنوشند به تلخی، می لب شیرین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 547آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشد ز زنجیر فزون شور جنون مجنون راموج بال و پر رفتار شود جیحون راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 545
اگلی نظمتندی خوی ضرورست سخن آیین راکه بنوشند به تلخی، می لب شیرین راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 547