صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 547غزل شمارهٔ 547شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ینراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتندی خوی ضرورست سخن آیین راکه بنوشند به تلخی، می لب شیرین را22نقل کریںبلبلانی که نظر بر رخ گل وا کردندچه شناسند قماش سخن رنگین را33نقل کریںبرد و بر طاق فراموشی جاوید گذاشتتیشه صافدلم آینه شیرین را44نقل کریںکیست از عهده این وام سبکبار شود؟گر نبخشد به کسی دختر رز کابین را55نقل کریںدست در دامن می زن که رسانید به چرخنسبت سلسله تاک، سر پروین را66نقل کریںعشق اندیشه ندارد ز نگهبانی عقلدزد خاموش کند شمع سر بالین را77نقل کریںدل صائب چه غم از نیش ملامت دارد؟نیست اندیشه ای از خار، کف گلچین را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنیست آسودگی از سیر و سفر مجنون راسنگ اطفال شود کوه و کمر مجنون راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 546اگلی نظمگل به صد دیده شبنم نگران است او رالاله از جمله خونین جگران است او راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 548◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنیست آسودگی از سیر و سفر مجنون راسنگ اطفال شود کوه و کمر مجنون راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 546
اگلی نظمگل به صد دیده شبنم نگران است او رالاله از جمله خونین جگران است او راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 548