صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 545غزل شمارهٔ 545شاعر: صائبوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ونراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشد ز زنجیر فزون شور جنون مجنون راموج بال و پر رفتار شود جیحون را2نقل کریںگل ابری چه قدر آب ز دریا گیرد؟نکند دیده سبکبار دل پر خون را3نقل کریںگوشه عافیتی صافدلان را کافی استخم خالی است بس از میکده افلاطون را4نقل کریںسرو را باری اگر هست، همین بار دل استبرگ عیش از کف افسوس بود موزون را5نقل کریںتشنه را موج ز کوثر نکند رو گردانعاشق از خط نکند ترک، لب میگون را6نقل کریںناگواری ز بخیلان نبرد بیرون مرگتا قیامت نکند هضم، زمین قارون را7نقل کریںباده من بود از خون دل خود صائبسنگ اطفال بود نقل، من مجنون را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممیزبانی که ز جان سیر کند مهمان راچه ضرورست که آراسته سازد خوان را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 544اگلی نظمنیست آسودگی از سیر و سفر مجنون راسنگ اطفال شود کوه و کمر مجنون راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 546آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممیزبانی که ز جان سیر کند مهمان راچه ضرورست که آراسته سازد خوان را؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 544
اگلی نظمنیست آسودگی از سیر و سفر مجنون راسنگ اطفال شود کوه و کمر مجنون راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 546