صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 661غزل شمارهٔ 661شاعر: صائبوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انهماصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںز هم نمی گسلد عیش جاودانه ماخمار صبح ندارد می شبانه ما22نقل کریںترا که ذوق سخن نیست فکر ساغر کنکه گشت چاک گریبان شرابخانه ما33نقل کریںفسانه دگران خواب در بغل داردبه چشم خواب نمک می زند فسانه ما44نقل کریںعرق فشانی ابر بهار رنگین استکنون که خال لب کشت گشت دانه ما55نقل کریںبه ناز کی چه میانش، چه جسم لاغر مندویی کناره گرفته است از میانه ما66نقل کریںزمین ز برگ خزان دیده خرقه پوش شوداگر بهار کند رنگ عاشقانه ما77نقل کریںکجاست دام فنا تا گلوی ما گیرد؟قفس خلال شد از فکر آب و دانه ما88نقل کریںکسی نماند که بر آه ما نسوخت دلشسری کشید به هر روزنی زبانه ما99نقل کریںخمار عشقت اگر دردسر دهد صائبسری بکش به غزل های عاشقانه ما◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز نوبهار شود چون شکفته لاله ما؟که خون مرده کند باده را پیاله ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 660اگلی نظمرسیده است به معراج اوج پستی ماهزار پایه کم از نیستی است هستی ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 662◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز نوبهار شود چون شکفته لاله ما؟که خون مرده کند باده را پیاله ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 660
اگلی نظمرسیده است به معراج اوج پستی ماهزار پایه کم از نیستی است هستی ماصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 662