صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1014غزل شمارهٔ 1014شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انخوشاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاز زمین آرامش و از آسمان جولان خوش استنقطه پا بر جا خوش و پرگار سرگردان خوش است22نقل کریںیوسف بی عیب را پیراهنی در کار نیستسرو سیمین از لباس عاریت عریان خوش است33نقل کریںاز تریهای فلک بی حاصلان خون می خورندهر که را در خاک تخمی هست با باران خوش است44نقل کریںغافلان را تنگنای خاک باغ دلگشاستپای خواب آلود را با گوشه دامان خوش است55نقل کریںدیده آیینه از خواب پریشان فارغ استعالم پرشور در چشم و دل حیران خوش است66نقل کریںنیست بزم باده را بی گریه مستی نمکچهره گلزار خندان و هوا گریان خوش است77نقل کریںتلخی از دریای بی گوهر کشیدن مشکل استگر امید وصل باشد محنت هجران خوش است88نقل کریںنیست صائب عاشقان را شکوه از زخم زبانخال با خط خوشنما و چشم با مژگان خوش است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر نباشد حسن معنی، خط زیبا هم خوش استگر زبان گویا نباشد، دست گویا هم خوش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1013اگلی نظمعاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش استاز سپند افتادن، از آتش سرافرازی خوش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1015◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر نباشد حسن معنی، خط زیبا هم خوش استگر زبان گویا نباشد، دست گویا هم خوش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1013
اگلی نظمعاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش استاز سپند افتادن، از آتش سرافرازی خوش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1015