صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1013غزل شمارهٔ 1013شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اهمخوشاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر نباشد حسن معنی، خط زیبا هم خوش استگر زبان گویا نباشد، دست گویا هم خوش است2نقل کریںشمع هم یاری است در هر جا نباشد آفتابگر دل روشن نباشد، چشم بینا هم خوش است3نقل کریںطفل طبعان را تماشا عمر ضایع کردن استچشم عبرت بین اگر باشد، تماشا هم خوش است4نقل کریںدر مذاق قدردانان، قهر کم از لطف نیستگل اگر بر سر نباشد، خار در پا هم خوش ا ست5نقل کریںچند باشی همچو خون مرده در یک جا گره؟با غزالان چند روزی سیر صحرا هم خوش است6نقل کریںنیست دلگیری ز کوه بیستون فرهاد راعشق چون مشاطه گردد سنگ خارا هم خوش است7نقل کریںشسته رویان نیز می شویند گاه از دل غبارنوخطی هر جا نباشد، روی زیبا هم خوش است8نقل کریںبر تو از بی لنگری، دریای پرشورست خاکورنه هر کس دل به دریا کرد، دریا هم خوش است9نقل کریںگرچه دارد نوبهار حسن او جوش دگربرگریزان دل صد پاره ما هم خوش است10نقل کریںدیده یوسف شناسی نیست در مصر وجودورنه با این تیرگی، زندان دنیا هم خوش است11نقل کریںعقل و هوش و صبر و دین و دل به یک نظاره رفتعشق چون دلال شد، سودای یکجا هم خوش است12نقل کریںوصل دایم، می کند افسرده صائب شوق راصحبت دریا خوش و دوری ز دریا هم خوش است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبا کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش استبا دهان خشک مردن، بر لب دریا خوش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1012اگلی نظماز زمین آرامش و از آسمان جولان خوش استنقطه پا بر جا خوش و پرگار سرگردان خوش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1014آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبا کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش استبا دهان خشک مردن، بر لب دریا خوش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1012
اگلی نظماز زمین آرامش و از آسمان جولان خوش استنقطه پا بر جا خوش و پرگار سرگردان خوش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1014