صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1015غزل شمارهٔ 1015شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ازیخوشاستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعاجزی از عاشق، از معشوق طنازی خوش استاز سپند افتادن، از آتش سرافرازی خوش است2نقل کریںکوهکن حیف است فارغبال دارد تیشه راناخنی تا هست در کف، سینه پردازی خوش است3نقل کریںخون دل در ساغر روشندلان زیبنده استباده شیراز در مینای شیرازی خوش است4نقل کریںخانه آرایی گرانجانی است با موی سفیدصبح چون روشن شود، از شمع سربازی خوش است5نقل کریںسر به پیش انداختن در زندگانی خوشنماستزیر شمشیر شهادت گردن افرازی خوش است6نقل کریںخانه سازی، در به روی دل برآوردن بوداز عمارت، در جهان خاک، خودسازی خوش است7نقل کریںتا نسوزد آرزو، پرداز دل بی حاصل استچون به خاکستر رسی، آیینه پردازی خوش است8نقل کریںگفتگو با دل سیاهان می کند دل را سیاهشمع اگر باشد طرف صائب زبان بازی خوش است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز زمین آرامش و از آسمان جولان خوش استنقطه پا بر جا خوش و پرگار سرگردان خوش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1014اگلی نظمهر که شد با درد قانع از مداوا فارغ استنرگس بیمار از ناز مسیحا فارغ استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1016آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز زمین آرامش و از آسمان جولان خوش استنقطه پا بر جا خوش و پرگار سرگردان خوش استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1014
اگلی نظمهر که شد با درد قانع از مداوا فارغ استنرگس بیمار از ناز مسیحا فارغ استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1016