صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 850غزل شمارهٔ 850شاعر: صائبوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: امراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشانه زند چو کلک من طره مشکفام راسرمه خامشی دهد طوطی خوش کلام را2نقل کریںفاخته کو، که بوسه بر کنج دهان من زند؟سرو پیاده گفته ام شیشه سبز فام را3نقل کریںمرغ چمن رمیده ام زخمی خار آشیانکی به بهشت می دهم حلقه چشم دام را4نقل کریںدر ته پای سرو می نشأه بلند می دهدساقی سبز خوش بود باده لعل فام را5نقل کریںتیغ دو دسته گر زند خار به چشم روشنمشعله من نمی کشد دشنه انتقام را6نقل کریںرحم به تیره روزی صائب دلشکسته کندور کن از عذار خود طره مشکفام را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل ز هر نقش گشته ساده مرادو جهان از نظر فتاده مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 849اگلی نظمای ز تو شور در جگر کلک شکر نوای رارشته آه در گره فکر گرهگشای راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 851زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام راچهره گشا تمام کن جلوهٔ ناتمام راعلامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 52آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمای ز تو شور در جگر کلک شکر نوای رارشته آه در گره فکر گرهگشای راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 851
چند بروی خودکشی پردهٔ صبح و شام راچهره گشا تمام کن جلوهٔ ناتمام راعلامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 52